14 July 2003

IRAN

سلام سلام بلاگ قراضه در بیتی من
ایران هوا خیلی گرمه
البته شنیدم
:)))))

28 June 2003

Iran

ای میهن

شور دویدن بال پریدن دیده دیدن حرف شنیدن
قلب طپیدن شوق رسیدن ای میهن ای میهن
نغمه رودم شعر و سرودم بانگ و درودم آتش و دودم
تارم و پودم بود و نبودم ای میهن ای میهن

ز جهل و جنگ ویرانی به زنجیری به زندانی
سنگ کینه بشکسته به سنگ کینه بشکسته پر و بال زنانت
خزان ناامیدی زد بهار و دامانت را
تو شعر عشق و آزادی تو پایانی و آغازی

به البرز و به الوندت به فلب و جان در بندت
رهایت میکنم آخر ز چنگ دشمنانت
دوباره پر میکشم به سوی تو و نسل جوانت
ترا زین تکیه خواهم رها از شیخ و خرشه خواهم

شور دویدن بال پریدن دیده دیدن حرف شندین
قلب طپیدن شوق رسیدن ای میهن ای میهن

27 June 2003

Wedding tonight..

به به
من الان تو عروسی هستم !
دارم با تچنولوجی جدیدم از موبایلم بلاگ مینویسم
دلم درد گرفته از این غذاهای خوشمزه عروسی.
دل همه بســــــــــــــــــــــــــــــــــــوزه
باید تا آخر شب کلی قر بدم.
وای وای چه شود

جا شـــــــــــــــــــــــما خالی

26 June 2003

mard safar bash...

گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی... خواب و سرابی !

گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی.... اما تو نقابی !

فریاد کشیدم تو کجایی... تو کجایی ؟

گفتی که تنم کن تو مرا ...تا که بیابی !

چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش هم فکر خطر باش


هر منزل این راه .......بیابان هلاک است
هر چشمه سرابیست.. که در سینه خاکست
در سایه هر سنگ اگر.. گل به زمین است
نقش تن ما نیست. که در خواب کویر است
در هر قدم از خاک هر شاخه سر راه
در هر نفس آزاد ..هر سایه صد باد


چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
...................... مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
............... هم فکر خطر باش


گفتم که عطش میکشدم...... در تب صحرا
گفتی که مجوی آب و عطش باش. .سر و پا
گفتم که نشانم بده .....گر چشمه ای آنجاست
گفتی چو شدی تشنه ترین... قلب تو دریاست
گفتم که در این راه........... کو نقطه آغاز
گفتی که تویی تو...... ..خود پاسخ این راه


چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
...................... مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
............... هم فکر خطر باش





مرد سفر باش
مرد سفر باش

25 June 2003

Who's that girl ?

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا
بازم تو این بلاگ ما هوار هواره
جانمی جان
اینقده خوشالم که
بالاخره بعد مشقات فراوان که از عهده هیچ آدمی زادی بر نمیاد.. و شرحش باعث وحشت میشه..
در نهایت این گواهی نامه رانندگی گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوسفند رو که اینقده سخت هست گرفتم.
جانمی جان
دارم از ذوق میترکم.
هاهاها
مرسی از همه که واسم ویش لاک کردید
این شعر هم واسه خود خود جیــــــــــــــــــگرم

هی هی هی/ من یه خورده خودم و تحویل بگیرم.. کی به کیه !









Uh, uh
Yo, yo, yo
They wanna know

Who's that girl?
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)
Eve's that girl
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)
Who's that girl?
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)
Eve's that girl
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)

Can I turn you on by my word's spell?
Look into my eyes think I want you, can't tell
Me I keep it sexy, daddy so I can't fail
Keep it gangsta for the cowards so I give 'em hell
Call me misfit, lips spit a gang of trash
Wrist glist now cause I make a gang of cash
Light glance, still street with the do-rag
Slang, spit game, change speech, how they do that?
Watch they mouths drop, watch the crowds pop up and act out
Broads with the screw face, smash on and knock out
Ain't changed game game around me, I run the game
If I gotta keep it gritty so be it, I'm supposed to change
Like simple, dizzy broads ain't messin' with my mental
Natural born hustlin' bitch check what I've been through
Got mine took it from you, and now you slot mine
Exec to my own shit, dawg I ownin' dot coms'

Who's that girl?
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)
Eve's that girl
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)
Who's that girl?
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)
Eve's that girl
(La, la, la, la, la, la, la, la, la, la, la)


اضافه کنم واسه اون هایی که نمیدونند تو اروپا گرفتن گواهی نامه راننگی از گرفتن مدرک دکترا سخت تره !! مثل ایران نیست که پسر عموی 10 سالم پشت ماشین میشینه میره تو دیوار کسی بهش نمیگه وای !

24 June 2003

آهنگ در خواستی امروز برای یک معلوم الاحال به شدت معلوم الحویه در خارج مرز های ایران هست.
نمیگم کدوم ور مرز که چیزه.. اهم اهم
چشمـــــــــــــــــک. هآ هآ هآ
بابا چند نفر عاشق این خنده هان.
هی هی هی





23 June 2003

" میبینمکه صفحات زیادی به سفیدی گذشته. در قدیم ها بی سخن موندن جزو محالات بود. و روزگاران امروز ما شرحی جز بر فراموشی زمان ندارد.
باز هم شک و تردید. سوال و تصمیم..و و و همگی به سراغم آمده اند.
هرگاه که سخن فراموشی به زبان می آید. یاد فراموش شده ها مرا به عذاب میدارد.
بگذریم. این روزها نیز بگذرد. حال در اندیشه یک تصمیم هستم.
دوباره و مثل قدیم به دنبال صدای دلم میروم.
ولی چرا هنوز دنباله روی قوانین از پیش تعیین شده ام ؟؟ پس کجاست شجاعت یادگیری ها.. آیا تنها نوای خدانگهدار مرا نجات می دهد از شکست در مقابل ناراحتی ها ؟؟
هرگز اندیشیده ای با خویشتن.. تا کنون چندین بار با چندین نفر و چندین هزار کلام خویش و آنها را ز هم دور ساخته ای؟؟ چرا ؟ چرا ؟
باز بگزریم.. ولی بیاندیش.. آیا این خودت نیستی که دست رد بر روی تبلور شدن آن آرزوی دیرینه میزنی ؟
به یاد داری هنگامی که کودکی بیش نبودی و آن زمان نیز سخن از بزرگ بینی ات بر زیان ها بود..
که به بزرگان می اندیشیدی و
و با خود میگفتی..
نگاه کن آنها در جوانی پیر گشته اند..و نفهمیدند اقتضای هوس ها را. "

این نوشته رو درست پارسال روز 23 جون نوشتم.
روزی که تصمیم گرفتم باز هم به صدای دلم گوش کنم.
و هر قیمتی که لازم هست رو براش بپردازم.
و خوب..
الان خوشحالم و مغرور از تصمیمی که گرفتم.
همین.

این هفته همش ترانه درخواستی داریم.. درخواست هوس و دل.

ساعت نیمه شبه.
اومدم آهنگی رو که همیشه این جور شب ها گوش میدم بگذازم تو بلاگ.
این آهنگ کسی ست که کینگ دلم هست تو خواننده ها.شانس آوردم موقع زنده بودنش من بدنیا نیومده بودم.

همیشه شب های امتحان تا صبح بیدارم و اتاقم پر از شمع و به این آهنگ ها گوش میدم.
امشب هم میبایست بیدار باشم.. چون تمام روز که در این دنیا نبودم.

اولین آهنگ هم درخواستی هست. ولی نه درخواستی من.

شب...




Elvis Presley
Title: Always On My Mind


Maybe I didn't treat you
Quite as good as I should have
Maybe I didn't love you
Quite as often as I could have
Little things I should have said and done
I just never took the time

You were always on my mind
You were always on my mind

Tell me, tell me that your sweet love hasn't died
Give me, give me one more chance
To keep you satisfied, satisfied

Maybe I didn't hold you
All those lonely, lonely times
And I guess I never told you
I'm so happy that you're mine
If I make you feel second best
Girl, I'm sorry I was blind

You were always on my mind
You were always on my mind

Tell me, tell me that your sweet love hasn't died
Give me, give me one more chance
To keep you satisfied, satisfied

Little things I should have said and done
I just never took the time
You were always on my mind
You are always on my mind
You are always on my mind






این دومی هم خواسته من ...


Elvis Presley
Title: You Don't Have to Say You Love Me


When I said, I needed you
You said you would always stay
It wasn't me who changed, but you
And know you've gone away

Don't you know that now you're gone
And I'm left her on my own
Then I have to follow you
And beg you to come home

You don't have to say you love me
Just be close at hand
You don't have to stay forever
I will understand
Believe me, believe me
I can't help I love you
But believe me, I'll never tie you down

Left alone with just a memory
Life seems dead and so unreal
All that's left is loneliness
There's nothing left to feel




21 June 2003



Jon Bon Jovi
Title: It's My Life
Album: Crush




This ain't a song for the broken hearted
A silent prayer for faith departed
And I ain't gonna be just a face in the crowd
You're gonna hear my voice when I shout it out loud

It's my life
It's now or never
But I ain't going to live forever
I just want to live while I'm alive
It's my life
My heart is like an open highway
Like Frank, he said "I did it my way"
I just want to live while I'm alive
It's my life

This is for the ones who stood their ground
For Tommy and Gina who never back down
Tomorrow's getting harder make no mistakes
Luck, it ain't enough, you gotta make your own breaks

It's my life
It's now or never
I ain't going to live forever
I just want to live while I'm alive
It's my life
My heart is like an open highway
Like Frank, he said "I did it my way"
I just want to live while I'm alive
It's my life

Better stand tall when it's calling you out Don't bend, don't break
baby, don't back down

It's my life
It's now or never
'Cause I ain't going to live forever
I just want to live while I'm alive
It's my life
My heart is like an open highway
Like Frank, he said "I did it my way"
I just want to live while I'm alive
It's my life
It's now or never
I ain't going to live forever
I just want to live while I'm alive
It's my life
My heart is like an open highway
Like Frank, he said "I did it my way"
I just want to live while I'm alive
It's my life







19 June 2003

یک خبر زودی بدم باید برم :
به اطلاع همه دوستان آشنایان هموطنان بلاگ نویسان و خلاصه عاشقان سینه چاک اینجانب و خواهر, عالیجناب نیکو میرسانم که:

نیکـــــــــــــــــو کوکو پرونگ پونگ امروز نتیجه انتخاب دانشگاهش رو گرفت. و در رشته مورد علاقه قبول شد !
از این به بعد این جوجو رو خانوم دکتر صدا زنید.
هورا

" خانوم دکتر دندانپزشــــــــــــک " .. برنامه مطب های سراسری سوئد

هیپـــــــــــــــــیپ هــــــــــــــــــورا
هیپـــــــــــــــــیپ هــــــــــــــــــورا

18 June 2003

من از مصاحبت آفتاب می آیم,
کجاست سایه ؟

ولی هنوز قدم گیج انشعاب بهار است
و بوی چیدن از دست باد می آید
و حس لامسه پشت غبار حالت نارنج
به حال بیهوشی است.
در این کشاکش رنگین کسی چه میداند
که سنگ عزلت من در کدام نقطه فصل است.
هنوز جنگل ابعاد بی شمار خودش را
نمی شناسد.
هنوز برگ
سوار حرف اول باد است.
هنوز انسان چیززی به آب میگوید
و در شمیر چمن جوی یک مجادله جاری است
و در مدار درخت
طنین بال کبوتر, حضور مبهم رفتار آدمی زاد است.


صدای همهمه می آید.
و من مخاطب تنهای باد های جهانم.
و رودهای جهان رمز پاک شدن را
به من می آموزند.
فقط به من.
و من مفسر گنجشک های دره گنگم
و گوشواره عرفان نشان تیت را
برای گوش بی آذین دختران بنارس
کنار جاده سرنات شرح داده ام.
و به دوش من بگذار ای سرود صبح " ودا " ها
تمام وزن طراوت را
که من
دچار گرمی گفتارم.
و لی تمام درختان زیت خاک فلسطسن
وفور سایه خود را به من خطاب کنید
و به این مسافر تنها که از سیاحت اطراف طور می آید
و از حرارت " تکلیم " در تب وتاب است.


ولی مکالمه, یک روز, محو خواهد شد
و شاهراه هوا را
شکوه شاه پرک های انتشار حواس
سپید خواهد کرد.

برای این غم موزون چه شعر ها که سرودند !


۱۰

17 June 2003

شب یه سریال انگلیسی میدیدم.خیلی باحاله. الان آخرین season اش رو داره نشون میده.
اینبار یکی از نقش ها بر اثر تصادف مرد. !

آقا من چه اشکم در اومد.
یعنی که چه ! به عمرم برا فیلم و سریال و این چیزا گریه نمیکنم و نکردم.
ها ها !
انگاری اشکم دم مشکمه...
هی هی !

منم خوب کولد فیت رو دارم میچشم...
اسم سریالش هم همینه

Cold FeeT ............................
چقدر این روزها روزهای خسته کننده ای هست. نه برای طولانی بودنشون.. نه برای برنامه ای برای انجام نداشتن.. نه برای گرما..
نه نه. اینا همش سره جاشه.
ولی انگار هوا خفه است.
هر چند ساعت هم که بخوابی.. هر چند ساعت هم ورزش کنی.. هر چند ساعت هم برقصی و گردش کنی.
باز هم این سنگینی تنفس ها رو اطرافت حس میکنی.

دلم میگیره.
هرچند متاثر نمیشم.
ولی آرزو داشتم.. ما ..ما هم به عنوان یه انسان... که ملیتمون خواسته یا ناخواسته ایرانی قلم خورده ... می تونستیم روزگاری رو با سربلندی به سر کنیم.

دلم میسوزه
حیف...
دلم برای این وطن.. برای این خاک و این نام ایرانی میسوزه.

کجا رفته پس لیاقت انسان ؟؟

14 June 2003

به عرض میرسونم به علت غرق شدن کشتی های... نه نه نشد.. از نو
به عرض میرسونم به علت شکسته شدن.............. نه نه نشد.. از نو
به عرض میرسونم به علت گرفتن شوک های ........نه نه نشد.. از نو
به عرض میرسونم به علت سوزوندن فیوز .......... نه نه نشد.. از نو
به عرض میرسونم به علت بارانی ابری هوا......... نه نه نشد.. از نو
به عرض میرسونم به علت مشت گره به سوی....... نه نه نشد.. از نو



به عرض میرسوند آسمان آبی ست.. رو به افق علامت تعجب تفسیم بر سوال مساوی با جزر پوچی.

به عرض میرسوند به علت هیچی بهتره برم آب خنک بخورم.


حالم خیلی بده....خیلی.

:(((((((((((((((((((((
کوه به کوه نمیرسه
ولی آدم به آدم میرسه

آره ..... جانا
آدما به آدما میرسند

ولی هرگز نمیدونستم اینقدر زود و اینقدر غیر قابل تصور

امشب فهمیدم..توآدم شناسی من میبایست بهترین نمره رو به خودم بدم.
امشب فهمیدم که چه خوب علت ها و معلول ها رو میفهمم.
امشب فهمیدم که...

بماند...

12 June 2003









کوچولو
......
کوچولو
......

11 June 2003

عرض شود که در راستای اخبارات شنیده شده جدید و کاملا موثق! :

بروید کنار..
یکی عممامه منو بیاره
اون عبا رو بنداز رو دوشم
نرده بون رو بیار اینجا
بلنگو رو بِچسبون دم دهنم
همیگی گوش بدهید



من دولت تعیین میکنم
من آمریکا را له میکنم
من اسراییل را له میکنم
من انگلیس را خاکستر میکنم
من اسرالیا را درو میکنم
من از کله کسی که با " f & gf and a g-f off gf " برای date برود پوست میکنم !
مگر معنی دارد کسی در این مملکت اسلامی بخواهد با کسی get together بشود !
خلاصه بدانید ای ملت
من دولت لــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه و لـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورده میکنم


شعار حمایتی ملت :
منتقد تراکتوری
منتقد تراکتوری !


ُ
* دماغ بالا !

امروز توی قطار نشسته بودم به سوی خونه بعد از یک روز بلند و کمی خسته کننده.
رو صندلی دست راستم اون طرف واگن یکی خانم تقریبا پیری اومد سوار شد. از همون لحظه که نشست با یک افاده ای کیسه خرید هاش رو که از سرش عروسک هم بیرون زده بود گذاشت روی صندلی کناریش. بعد هم با عشوه پا روی پا انداخت. تا اینجا اوکی. ولی چند وقت گذشت من که داشتم دید میزدم ایشون رو دیدیم چرا این سرش رو هی میگیره مثل پوزه گرگ بالا ! جوری که من تو موهای سوراخ دماغش رو هم میتونستم ببینیم " ها ها ها منظور رو که میگیرید."
خلاصه کمی توجه کردم ببینیم ایشون به چی خیره شده ! گفتم لابد منظره ای چیزیه ! دیدم نه خــــــــــیر. به گوشه بالای وگن خیره شده و میترسه که اگه نگاهش به کسی بیوفته یه وقت سارس بگیره !
من دیگه رفتم تو نخ این خانوم پاتال. یعنی پیر بود.بالای 60 رو داشت. ولی از نظر جسمی خیلی سرحال بود و قیافه هم ردیف. حالا که توجهم بهش جلب شد دیدم بــــــــــــله .. بیخود نیست پیرزنه صورتش رو پایین هم نیمیاره. از اون آدم های از دماغ فیل افتاده که به عمرشون سوار قطار نمیشند.و همیشه با ماشین شخصی اینور اونور برو. تو گردن دستمال گردن حریر همرنگ کت و دامنش. بارونی بهاری فلان جنسی و چتر بهمان رنگی و مارکی.
گفتم آهـــا پس که اینطور.

من اول کمی نگاش کردم. گفتم چی کار کنم حال بدم بهش. وقتی که متوجه نگاه من رو خودش شد. شروع کردم ادای خودش رو در آوردن. یعنی من هم صورتم رو تا جای ممکن گرفتم بالا طوری که به همه بفهمند منم دماغ دارم. بعد هم اخم غلیظ و ابرو بالا پایین و افـــــــــه رو که دیگه نگو از همه باحال تر زل زدم تو یه گوشه آهنی و قراضه و سیاه واگن قطار. حالا داشتم از خنده میترکیدم. ولی سعی میکردم جدی باشم. خلاصه تا قطار برسه دم مرکز شهر من گردن درد گرفتم ولی ادا و تیپ باحالم رو حفظ کردم.
دیگه موقعش بود. دیدم این پاتال خانوم نمیخواد از جاش بلند شه. گفتم نو پرابلم. الان یه حالی بهت میدم که تا آخر مسیر کف کنی.

پاشدم که از در برم بیرون رفتم جلوش. برگشت نگاه کرد و با لبخند مصنوعی معروف پنبه سر بری اینجا نگاه کرد که یعنی بله جانم !!؟

گفتم : Kan jag fråga en sak ? میشه یه سوالی کنم
پاتال :Ja بله
منتقد : ?? Hittade du den پیداش کردی ؟؟
پ : چی ؟ متوجه منظورت نشدم
م : میگم اونی رو که اون بالا دنبالش میگشتی پیدا کردی
پ : سکوت
م : به انگلیسی The colour and the clothes don´t make people more proud and worth than the others !!
کمی بیا پایین از اون طبقه تا بفهمی رو زمین چه خبره !
گفتم که بهش فکر کنی !
چشمک
پاتال : خمــــــار و جا خورده !!

08 June 2003

خوب سلـــــــــــــــــــــــــــــــــام به همگی.
این چند روز سرم حسابی شلوغ یلوغ بود هم کار و هم خوش گزرونی زیاد بوده. واسه همین داره کم کم میزنه زیر دلم قلمبه شه بادکنک شه بره هوا. !!
اول از همه که فارغ التحصیلی نیکو خواهر اینجانب بود. روز جمعه. ما هم طبق آداب و رسوم اینجا.. اون روز دست جمعی با همه فک و فامیل و خانواده رفتیم دم دبیرستان ایشون. اونجا منتظر بودیم تا راس ساعت 12 ظهر ولشون کنند بیرون از مدرسه.
تو سوئد رسم هست که موقع دیپلم گرفتن یک مراسم مفصل اجرا میشه برای شاگرد ها. بعد روز آخر که دیپلم رو میگیرند همه لباس های مخصوص میپوشند. پسر ها اصولا سیاه دختر ها هم سفید. همه هم کلاه قشنگ دیپلمه ها رو سرشون میزارند. و آماده میشند که با ماشین های مخصوص که خودشون از قبل تصمیم گرفتند چی باشه سوار بشند و برند توی شهر بگردند و به همه خبر بدند که دیگه 12 سال درس خوندند و شاهکار کردند.
خلاصه یک سری میرند برای خودشون کابرولت و ماشین های سر باز میگیرند. یکسر قایق وصل میکنند. یکی میره دوچرخه میگیره. ولی اکثر اونهایی که دوست دارند جمعیتی باشند و با دوستای دیگشون. میرند کامیون های بزرگ سرباز میگیرند اجاره ای. بعد تزیین میکنندش با بادکنک و برگ و شاخه سبز و پرچم و پارچه های نوشته شده. بعد هم یه دم و دستگاه ضبط و موسیقی خفن میندازند توش و میپرند د برو که رفتیم.
با این ماشین ها میرند تو خیابوناشون و شلوغ بازی و جیغ و هوار. این چند روز که مراسم فارغ التحصیلی اجرا میشه همه هم مراعات میکنند. قانون هم به سختی روزهای عادی اجرا نمیشه. خلاصه همه حال میدند.
بعد از این مراسم هم اکثر خانواده ها برای بچه هاشون و فامیلا ها و دوستانشون تو خونشون جشن میگیرند و شام و مهمون بازی. البته هر کس به نوع خودش. آخر شب هم خود اون کسی که جشنش هست به قول سوئدی ستودنتش هست میره با رفیق رفقای مدرسه ایش یه دیسکویی جایی که مدرسشون قبلا رزرو کرده جاش رو.

خلاصه اینطور بگم که..بهشون بد نمیگذره.
من هم یک سری عکس گذاشتم. هم از نیکو.هم از دوستاش و هم این مراسم.
الان هم چند سال هست این خارجی ها رسم و مد کردند که همه با کامیون هاشون میرند سمت فونتن مرکزی شهر و اونجا میپرند توی آب. اونجا هم تا جون دارن خودشون و سایرین رو خیس و موش آب کشیده میکنند.

وای من مردم. برم که دارم میسوزم. کباب شدم ذغال شدم رفت از بس این چند روز آفتاب گرفتم
چی کار کنیم دیگه ! عقده ای شدیم از بس آفتاب ندیدیدم تو این قطب شمال